کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



اوقات شرعی

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : محمد جواد شیرازی     نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه     وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن     قالب شعر : غزل    

جام‌ها بی‌تاب از رزقِ شراب و باده‌اند            صحن‌ها بهر حـضور سائـلان آمـاده‌اند

با امیـد وصـل این جنّـت تـقـلا می‌کنند            ذرّه‌هـایی که مـیـان راه، بـیـن جـاده‌انـد


کوثر است آب میان صحن و پاکم می‌کند            حوض‌های این حرم الحق که فوق العاده‌اند

مادرم می‌گفت: سجاده نمی‌خواهد حـرم            سنگ های خاکی‌اش بالاتر از سجاده‌اند"

چند عاشق با دو چشم خیس از راه آمدند            گوشۀ باب الجـوادت از نـفـس افتاده‌اند

عـده‌ای با نام زیـبای تو مـستی می‌کنند            عده‌ای هم دور مرقد جامعه سر داده‌اند:

"یا ولـی الله ضـامن شـو گـنهـکـار آمده            تا همین‌جا هم به لطف توست راهم داده‌اند

نسل در نسلت همه آقـا و اهل بخـششند            نسل در نسلم همه محتاج و نوکر زاده‌اند"

اهل ایمان شد هر آن کس که نگاهش کرده‌ای            وای بر آن‌ها که از چـشم شما افتاده‌اند

: امتیاز

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : عباس همتی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

تو آن امـام غـریـبی، تو آن امام رئـوف            در این کرانه، به خورشید بی بدل معروف

غزال خسته دوبیت اشک پیش پایت ریخت            همین که شد به نگاهش نگاه تو معطوف


به یک اشارۀ ابـرو « نَهَیْتَ عَنْ مُنکَر«            به مهربانی لبخـند « اَمَرْتَ بِا لْمعروف«

تو نـور را به دلـم ریـخـتـی، نفـهـمـیـدم            نبود سنـخـیـتی بـین ظـرف با مظـروف

وزیده عطر بهشت از شمـیـم گـیـسویت            ندیده است به خود چهرۀ تو رنگ خسوف

برای وصف تو تنهـا سکـوت بـاید کرد            هنوز لـنگ حروفم، هـنوز لنگ حروف

دو خط روایت «ابن شبیب» را خواندم            که پا به پای دلم سوخت برگ برگ لهوف

ورق ورق دل من پـر کـشـیـد تا گـودال            که «دعبل» آمد و سر داد روضۀ مکشوف

: امتیاز

زبانحال امام رضا علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : حسن لطفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

از داغِ زهـر پیکـرم آتش گرفته است            گـویی تـمامِ بـستـرم آتـش گرفته است

تـر مـی‌کـنـد لـبـانِ مـرا کـودکـم ولـی            از تـشنـگی، لب ترم آتش گرفته است


پا می‌کشم به خاک و نفس می‌زنم که شهر            از آه آهِ آخــرم آتــش گــرفــتــه اسـت

حـالا کـبوتران به غـمـم گریه می‌کنند            از بال و پر زدن، پَرم آتش گرفته است

امـشب تـمـام حـجـرۀ من کـربـلا شده            یک جرعه آب،حنجرم آتش گرفته است

امشب دوبـاره خـیـمۀ آتـش گرفـته را            می‌بیـنم و سـراسرم آتـش گرفته است

سرها به روی نیزه و سرنیزه‌ها به تن            یک دشت در برابرم آتش گرفته است

فـریـادِ دخـتری زِ دلِ خـیـمه مـی‌رسد            عمّه کمک که معجرم آتش گرفته است

: امتیاز

مدح و مناجات با امام زمان عج الله تعالی فرجه

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : توسل وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن قالب شعر : غزل

ماه زمزم، قبلۀ کعبه، کجا دورت بگردم           در حرم یا مروه یا کوه صفا دورت بگردم

سر به قربانگه برم تا جان کنم قربانی تو           روی در مشعر کنم یا در منی دورت بگردم


در کنار حِجر زیر ناودان گریم ز هجرت           یا که آیم در مقام و با دعا دورت بگردم

از حَجَر گیرم سراغت یا که از رکن یمانی           یا کـنار زادگـاه مـرتضی دورت بگردم

لب بشویم از گلاب و سورۀ اقرأ بخوانم           در جوار مکّه یا غار حرا دورت بگردم

روی آرم در مدیـنه بر سر قـبر پـیـمـبر           یا که بر گِرد مزار مجتبی دورت بگردم

سوی شهر کاظمین آیم و یا پویم نجف را           یا کنم چون نی نوا در نینوا دورت بگردم

همچو جابر پیرهن را جامۀ احرام سازم           دور قـبـر خـامس آل عـبا دورت بگردم

سالها دور تو گـشتم ماه رویت را ندیـدم           تا ببینم ماه رویت را کجا دورت بگردم

سینه دارالزّهد و قلبم را کنم دار الولایه           در حریم قدس مولایم رضا دورت بگردم

ای خوش آن روزی که رو آرم به صحن عسکریّین           تا که در سرداب سُرّ مَن رءا دورت بگردم

میثم از خون جگر بر صفحۀ صورت نوشته           عمر طی شد یوسف زهرا بیا دورت بگردم

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر در تمام سایت ها حتی سایت نخل میثم« تا جائیکه ما بررسی کردیم» بصورت زیر آمده است که احتمالا اغلاط تایپی است و موجب بر هم خوردن وزن، آهنگ و معنای شعر شده است، لذا جهت رفع نقص اصلاح گردید

ای خوش آن روزی که رو آرم به صحن عسکریّین           تا که در سراب سُرّ مَن را دورت بگردم

تقدیم به شهید مدافع حرم محسن حججی

شاعر : رضا قربانی نوع شعر : توسل وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

میل عشاق همان میل خطر داشتن است            زیر شمـشیر بلا سینه سپر داشتن است

در نگاه حججی جلـوه‌ای از عابس بود            شرط عاشق شدن اصلا به جگر داشتن است


دل شب بین بـیابـان طـلـب، گـم شـده‌ام            راه پـیـدا شـدنم نـور قـمـر داشتن است

تـازه فهـمیده‌ام ای چـشم خـدا پیش شما            باعث دیـده شدن دیـدۀ تـر داشـتن است

هرچه دادم به شما چند بـرابر برگـشت            سود من در گرو حس ضرر داشتن است

سر شکستن ز غمت مرحلۀ آخر هست            اولش گوشه‌ای از کار تو برداشتن است

مرشدم گفت که تعـریف من از بی‌ادبی            پیش صاحب نظران نقطه نظر داشتن است

: امتیاز

تقدیم به شهدای مدافع حرم

شاعر : محسن ناصحی نوع شعر : مدح وزن شعر : فعولن فعولن فعولن فعولن قالب شعر : غزل

خـوشا آن مـسافـر که مـنـزل ندارد            کـه دل  دارد و پـای در گـل نـدارد

رسیدن، به عشق است آری، که گفته است؟            که عـاشـق شـدن کـار با دل نـدارد


رسیدن چه نزدیک و ماندن چه دور است            و این راه جز عـشق، حاصل ندارد

شهـیدان همان جاده ای را گـذشـتـند            کـه تــا انـتـهــا دور بــاطـل نــدارد

به دریا رسیدن نصیب شهیدی است            که دلـبـسـتـگـی نـزد سـاحـل نـدارد

خوشا آن شهـیدی که گـمنام مانـد و            ردی در مــیــان مــقــاتــل نـــدارد

خوشا آن شهـیـدی که هنگـام رفـتن            به دل تـرسی از خـشم قـاتـل ندارد

سرش را بُریدند و در زیر لب گفت            فـدای سـرت، سَـر که قـابـل نـدارد

من از کربلا با توأم حضرت عشق!            بـفــرمـا بـمـیــرم! نـگـو دل نــدارد

بـفـرمـا بـمـیــرم، بـفـرمـا بـســوزم            چه آتش چه شمـشیر، مشکـل ندارد

: امتیاز

مدح حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام

شاعر : حسن کردی نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

پنجره فـولاد هر دم یک گـره وا می‌کند           نام تو در این حـرم کـار مسیـحا می‌کند
روشنای پُـر فـروغ گـنـبد و گـلـدسته‌ات           چشمۀ خورشید را در اصل معنا می‌کند


از گذشته هر زمان تا روزگارم تیره شد           دل مرا در گوشه صحـن تو پیدا می‌کند

کاسب اهل دلی میگفت رزق خویش را           صبح ها از گـوشۀ چـشمت تـمـنّا می‌کند
عشق یعنی اینکه در هر گاه و بی‌گاهی دلم           فـارغ از دنیای بیرون میل اینجا می‌کند
تا به آسانی ببـوسد این ضریـح پـاک را           زائرت شوق زیارت را به دل جا می‌کند
حال من دور از حرم مانند یک ماهی ست که           خسته از تنگ بلور آهـنگ دریـا می‌کند
هر کسی اینجاست دارد با زبان مادری           در قنوتش زیر باران با تو نجوا می‌کند
هر شب جمعه گریز کربلای روضه خوان           در کمیل این حرم یکـباره غوغا می‌کند

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ضعف محتوایی و معنایی در مصرع اول بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و همچنین انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنیدزیرا کلمۀ مدارا کردن در اینجا اصلاً کاربرد و معنا ندارد

تا به آسانی ببـوسد این ضریـح پـاک را           زائـرت با سخـتی راهـش مـدارا می‌کند

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : آرش براری نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

سنگ بی ارزش کنار تو زبرجد می‌شود           سنگ قـبر دوستـانت نیـز مـرقـد می‌شود

تو تـمامـیِّ صفـات خـوب را داری ولـی           «رأفتت» بین صفت هایت سـرآمد می‌شود


ذات قـدسیِّ تو هرگز قـابل ادراک نیست           هرکه در ذاتت تفکـر کرد مُـرتد می‌شود

عـالـم آل یـهـود از عـلـم تو مـغـلـوب شد           پـس اسـیـر عــالــم آل مـحــمّـد مـی‌شـود

گنبدت از بسکه جذاب است ای شمس الشموس           صبح ها خورشید هم مجذوب گنبد می‌شود

بنـدگـی را از کـبـوتـرهای جـلـد آموخـتم           در حـرم عـبـد فـراری هم مقـیّـد می‌شود

گرچه با چشمم ندیدم، با دلم حس کرده‌ام           از کـنـار زائـران تو مـلـک رد مـی‌شـود

زائرت هـرجا رود حتی اگر حاجی شود           در کـنار کعـبه هم دلتـنگ مشهد می‌شود

زائرت هر قـدر در مشهـد بـماند، عاقـبت           بـاز بـین رفـتـن و مـانـدن مُـردد می‌شود

وقت مرگ و قبر و محشر چشم بر راه توأم           تو نیایی خوب من، اوضاع من بد می‌شود

: امتیاز

مدح حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام

شاعر : علیرضا خاکساری نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

کلامش نور، فعلش خیر، نامش دلنشین باشد           دلـیـل عـالـم ایجـاد بـایـد ایـنـچـنـین باشد

یکی از معجزات حضرت موسی بن جعفر اوست           عـلیّ سوّم و دست خـدا در آستـیـن باشد


هوالاول، هوالاخر، هوالظاهر، هوالباطن           رضا آئـیـنۀ فـضل امیـرالمـؤمنـیـن باشد

رضی الله عنهم و رضوا عنه است، شأن او           به قرآن بهترین مصداق آیات مبین باشد

حدیث سلسله پای دلم را قرص و محکم کرد           ولای حضرتش تنها مرا حصن حصین باشد

شبیه تک تک اجداد خود باب نجاتم شد           نخی از ریشۀ سجاده‌اش حبل المتین باشد

بجز او چه کسی با حُسن رفتار و صمیمیت           سر هر سفره با جمع غلامان همنشین باشد؟

کجا رد می‌کند از محضر خود سائلانش را           کسی که دامنش باب الحوائج آفرین باشد

ادب شرط قدم برداشتن در نزد آقایی ست           که دربان حریمش حضرت روح الامین باشد

شکوه بارگاهش را که دیدم با خودم گفتم           بهشتی هم اگر روی زمین باشد همین باشد

از اینجا دل به سوی آسمانها راه پیدا کرد           حریمش مهبط الوحی و به نوعی مهد دین باشد

تلاقی می‌کند اینجا نگـاه سائل و سلطان           چرا که آستانش نقطۀ عطف زمین باشد

گره وا میشود از کارها با یک "امین الله"           به قدر یک سر سوزن اگر در دل یقین باشد

اگر مولا سراغـم را نگیرد روز وانفـسا           بدون شک حسابم با کرام الکاتبـین باشد

منِ بد را ضمانت میکند جای تعجب نیست           تعجب میکنم روزی اگر که غیر از این باشد

همیشه وقت پابوسی تمام ترسم از این است           مبادا این زیارت، این سلام آخرین باشد

کسی از عهـدۀ مدح و ثنـایش بر نمی‌آید           همیشه سهم بیت آخر من نقطه چین باشد

: امتیاز

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : بهنام فرشی نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

غزل به وصف تو، دلخواه می‌شود گاهی            اسیـر دست شعـف، آه می‌شـود گـاهی

ز معجـزات نگـاهت یکی هـمین باشد            که کـوه غـم به دلـم کاه می‌شود گاهی


همان زمان که زند پر به صحن گوهرشاد            سعـادتی‌ست که هـمراه می‌شود گاهی

و آن گدا که فقط آب و نان طلب کرده            ز بـارش کـرمت شـاه می‌شـود گـاهی

جمال خادم پیر تو بس که نورانی‌ست            خجـل ز تابش خود ماه می‌شود گاهی

اگر چه روسیهم،عاصیم، بدم، رحمی            فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

: امتیاز

مدح و مناجات با امام رضا علیه‌السلام

شاعر : حبیب اصفهانی نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن قالب شعر : غزل

یک عـمر فـقط بر در این خانه گـدایم            دلداده‌ترین شخص در این صحن و سرایم

هر روز من از عشق تو دم میزنم آقا            پیچـیده به گوش همه این حزن صدایم


من عـبد گـنهکـار و تو ارباب رئـوفی            تغـیـیر کـند با تو فـقـط حـال و هـوایم

مـن مـدعــی عــاشـقـی روی نـگــارم            از عشق فـقـط آه و شـرر مانـده برایم

هـستی تو طبیب دل بیـمار و غـمـیـنم            داروکــدۀ نــام تــو داده اسـت دوایـــم

من با تو شوم دور ز غم های دو عـالم            بـی‌لـطف تـو دانـم که گـرفـتار بـلایـم

لطفت که زیاد است نظر کن به من زار            بگـذر تو از این بار گـناهان و خـطایم

آقـا بـه جــوانـی جــوادت نـظـرم کـن            من هم که جـوانم زکرم کن تو دعـایم

با اینکه فـقـیـرم هـمه جا جـار زنم که            مشمـول عـنایـات و کـرامـات رضایم

حـاجـی تـو طـواف حـرم الله نـمـودی            مـن مـفـتـخـرم مُـحــرِمِ ایـوان طـلایـم

هر بار که زائر شده‌ام گـفتم و خواندم            انگار که در عـرش و سما پیش خدایم

از لـطف شما هست اگر در همۀ عمر            من روضه نشین در غم آن رأسِ جدایم

با چـشم پُـر از اشک حبـیبت بنـویـسد            با دست تو امضا بـشود کـرب و بـلایم

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما به دلیل عدم رعایت توصیه‌های مراجع و علما؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رعایت توصیه‌های مراجع، بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.

یک عـمر فـقط بر در این خانه گـدایم            دیوانه‌ترین شخص در این صحن و سرایم

مدح حضرت معصومه سلام الله علیها

شاعر : جواد محمد زمانی نوع شعر : مدح وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

تا ابـد دامـنهٔ عـطـر بـهـار است اینجا            دست گل‌هاست که بر دامن یار است اینجا

هـر طـرف رایـحـهٔ بـاغ تـجـلّـی دارد            هر طرف پنجـرهٔ آیـنه‌زار است اینجا


بال‌هایی که ملائک به طـواف آوردند            وقف برداشتن گرد و غبار است اینجا

بس‌که روشن شده از مقدم او صبح حرم            نور خورشید کم از شمع مزار است اینجا

تحفه‌هایی که زمینی‌ست کجا لایق اوست؟            صلوات است که شایان نثار است اینجا

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.

بس‌که روشن شده از گنبد او صبح حرم            نور خورشید کم از شمع مزار است اینجا

مدح و مناجات با حضرت معصومه سلام الله علیها

شاعر : محمد جواد شرافت نوع شعر : مدح وزن شعر : مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن قالب شعر : غزل

ای دختر خورشید، ای خواهـر دریا            زهـراترین زینب زینب‌ترین زهـرا

مـاه مـقـیـم قـم، مهـتاب بیـت‌ الـنـور            در سایه‌سـار توست سـرتا سـر دنـیا


فـهـم حـقـیر ما پائـیـن‌تـر از پـائیـن            وصـف بـلـنـد تـو، بـالاتـر از بــالا

لبخند معـصومت مُهـر رضایت زد            بر شوق خواهرها، عـشق برادرها

تنها به دست توست ای سورهٔ انفاق            دنـیـای ما امـروز عـقـبای ما فـردا

ماییم و چشمی تر، ای چـشمهٔ کوثر            بر ما عـطایی کن از فیض اَعـطینا

وقتی ضریحت را با گریه می‌بوسیم            در چشمـمان پیداست آن قـبر نا پیدا

باز از تو می‌گویم یا حضرت زینب            باز از تو می‌خوانم یا حضرت زهرا

از آه لـبـریـزم، از اشک سـرشـارم            این قطره را دریاب دریاب ای دریا

: امتیاز

مدح و شهادت امام جعفر صادق علیه‌السلام

شاعر : مهدی رحیمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

تا نگاهش را به روی قرص ماه انداخته           مـاه را در فهـم خود در اشتـباه انداخـته

روزگارش مثل شبهای پر از مهتاب شد           هرکسی چشمی در این چشم سیاه انداخته


نه فقط یوسف، که دست بی‌وفای روزگار           صادق آل عـلـی را هم به چـاه انداخـته

باز هم تکرار کرده روزگار آن کوچه را           پشت درب خـانه‌ای آتش به راه انداخته

چل نفر را دیده که پشت درِ یک خانه‌اند           چون به کوچه از شکاف در نگاه انداخته

زهـر هم مانـند مـیخ تـیـز اما از درون           خویش را بر پهلوی یک بی‌گناه انداخته

زهر کاری کرده که شیخ الائمه وقت وعظ           بین هر حرف خودش صدبار آه انداخته

زهر کاری کرده که فرزند مثل مادرش           گاه بالا بُـرده دستـش را و گـاه انداخـته

پیرمردی خسته در گودال حجره با عطش           کربـلای دیگـری امشب به راه انداخـته

هر امامی بارگاهش قد کشیده، این امام           زیـر پـای زائـرانـش بـارگـاه انـداخـتـه

بارگاهی از سکوت و مرقدی از جنس دل           بر فرازش گـنبدی از جنس ماه انداخته

: امتیاز

زبانحال امام صادق علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : علی انسانی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

از مـهـر، آسـمـان مـدیـنـه اثـر نـداشت            من سفره‌ام کباب، به غیر از جگر نداشت

«ما  آن شـقـایـقـیـم که با داغ زاده‌ایم»            جز داغ دل نصیب، جگر بیشتر نداشت


بُردنـد اگر به بـزم عـدو نیـمـه‌شب مرا            آنجا یزید و چوب تر و تشتِ زر نداشت

از کـودکـانِ لـرزه به پـیـکــر فتتــاده‌ام            یک تـن امـیـد دیـدن روی پـدر نـداشت

گـویی مـدیـنه رسـم شده خانه سوخـتـن            سهمی دگر ز مادر خود این پسر نداشت

غم نیست خانه‌ام اگر آتش گرفت، شکر            گر خانه سوخت، فاطمه‌ای پشت در نداشت

: امتیاز

مدح و شهادت امام جعفر صادق علیه‌السلام

شاعر : محسن ناصحی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

گرچه شـوال ولی داغ محـرم با اوست            پس عجب نیست اگر این همه ماتم با اوست

مثل جـدش شده در کـنـیه «اباعـبدالله»            در بقـیع است ولی کرببلا هم با اوست


شیعـه را کرببلا گرچه عـلمـداری کرد            جعفری مذهبمان کرده و پرچم با اوست

من اگر مـورم اگـر هـیچ ولی مـی‌‌دانـم            «او سلیمان زمان است که خاتم با اوست»

زندگی‌نامهٔ او سطر به سطرش روضه‌ست            که مصیـبات همه عـالم و آدم با اوست

در غمش اشک، اگر ریخت اگر جاری شد            بانی روضهٔ سقاست و زمـزم با اوست

لفظی از کوچه در این مرثیه محزون‌تر نیست            وارث محنت زهراست اگر غم با اوست

: امتیاز

مدح امام جعفر صادق علیه السلام

شاعر : ولی الله کلامی نوع شعر : مدح وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

دین ما احمدی و مکتب ما حیدری است            گو دلا حیدریم مذهب من جعفری است

حضرت صادقم استاد بُود در همه عمر            شهریاری که به دستش عَلَم سروری است


مـکـتب سـرخ حـسین بن عـلی را نـازم            که عروج نُه امام از دم آن رهبری است

تـربـیـت یـافـتـۀ مـکـتـب عـاشــورایـنـد            اولیایی که به در حاجبشان صد پری است

هـمه از سُلب حـسیـنـند اگـرچه نه امام            لیک صادق همه جا شهرۀ دانشوری است

عِـلم صادق عَـلم کرب وبلا را بگـشود            گفت اعوان حسین، دشمن طغیانگری است

کُـنـیه‌اش عـین حسیـن است، اباعـبـدالله            او حسین دگـری در حـرم دلبـری است

هـمـه را خـوانـد به زیر عَـلـم عـاشورا            گـفـت باکیِّ حـسینی ز جهنم بری است

ای که در موکـب شاه شهـدا سـینه زنی            دم بزن حضرت صادق به دمت مشتری است

عهـد خود با پـسر فـاطـمه تجـدیـد نـمـا            گوهر عشق نگهدار دلت گوهری است

سربلندی چو رَوی زیر علم‌های حسین            چون علمدار ولایت پسر عسکری است

مادر آموخت (کلامی) به تو ذکر مولا            این ولایت اثـر تـربـیـت مـادری اسـت

: امتیاز

زبانحال امام صادق علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

ز هر طرف به کمان تیر غم زمانه گرفت            دل مرا که بسی بود خون، نشانه گرفت

چو جدّ خویش علی سالها بخانه نشاند            ز دیده‌ام همه شب اشک دانه دانه گرفت


هـنـوز خـانـۀ زهـرا نرفـتـه بود از یاد            که آتش از درو دیوار من زبانه گرفت

سپاه کـفـر به کـاشـانـه‌ام هـجـوم آورد            مـرا به زمـزمه و نـالـۀ شبـانـه گرفت

ز باغ فـاطمه صیّاد، مـرغ سوخته را            دل شب آمد و در کـنج آشـیانه گـرفت

سـر بـرهــنـه و پـای پـیـاده بُـرد مـرا            پـی اذیّـت مـن بـارهـا بـهـانـه گـرفـت

هـنـوز خـسـتـگـی راه بــود در بـدنـم            که خصم تیغ به قتلم در آن میانه گرفت

هزار شکر که زهـر جـفـا نجـاتـم داد            مرا به موج غم از مردم زمانه گرفت

چه خوب اجر رسالت گرفت آل رسول            که گه به زهر جفا گه به تازیانه گرفت

گرفت تا سمت نـوکـری ز ما «میثم»            مقام و سروری و قدر جاودانه گرفت

: امتیاز

مدح و شهادت امام جعفر صادق علیه‌السلام

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای اشک چشم ما همه وقف عزای تو            دل‌های دوستان همه صحن و سرای تو

چـشمم سوی مـدیـنه دلـم جـانب بقـیـع            گــرم زیــارت حــرم بـا صـفــای تـو


از لحظه‌ای که خاک لحد بر تو چیده شد            خـاک بـقـیع نه! دل ما گـشت جـای تو

آیـا درِ بـقــیـع شـبــی بــاز مــی‌شــود            تا در کـنـار قـبـر تو گـریـم برای تو؟

بردنـد دست‌بـسته تو را سوی قـتلگـاه            با آنکه بود عـرش خـدا جـای پـای تو

ای صـد مـسیـح زنـدۀ ذکـر شـبـانه‌ات            خامـوش شد چگونه صدای دعـای تو

آخر ز زهر کین جگرت پاره پاره شد            ای پـاره‌هـای دل، گُـل بـزم عـزای تو

تشـیـیع شد چو پـیکـر پاک تو تا بقـیع            می‌کرد گـریه خـتم رسل در قـفای تو

چون شمع، آب شد بدنت از شرار زهر            ای جـان عـالـمی هـمـه بـادا فـدای تو

تنها نه میثم از غـم و اندوه و غـربتت            آگه کسی نگـشت به غیر از خـدای تو

: امتیاز

مدح و مرثیۀ امام جعفر صادق علیه السلام

شاعر : سید حمیدرضا برقعی نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

به منبر می‌رود دریا، به سویش گام بردارید           هـلا! اسلام را از چـشمۀ اسلام بردارید

 مبادا از قـلـم‌ها جا بیـفـتد واژه‌ای اینک           که بر منبر قدح کج کرده ساقی جام بردارید


«سَلونی» را هدر کردند روزی مردمان، امروز           بپرسیدش! از اسرار جهان ابهام بردارید

الا ای شاعران! چشمان او آرایۀ وحی است           برای ما از آن باران کمی الهام بردارید

نسیم صبح صادق می‌وزد از گیسوی صادق           از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید

به فرزندان، به اهل خانه جز ایشان که می‌گوید           غـلام خـسته‌ام خـفـته، قـدم آرام بردارید

اگر فرمان او باشد، نباید پلک برهم زد           به سوی شعله چون هارون مکّی گام بردارید

«رُویَّ عَن امامِ جعفر الصّادق لَه الرّحمَه »           به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید

به جای حج به سوی کربلا رفتن خداجویی است           کفـن باید به جای جـامه احـرام بردارید

اگر در گوش نوزادی اذان می‌خواند، می‌فرمود           که با آب فرات و تربت از او کام بردارید

میان شـعـله‌ها آیـات ابـراهـیم می‌سـوزد           میان گـریه، خـتـم سـورۀ انعـام بردارید

: امتیاز

مدح و شهادت امام جعفر صادق علیه‌السلام

شاعر : سید محسن علوی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن قالب شعر : غزل

شش دانگ دل از روز ازل خورده به نامت           شش جرعه خدا ریخته می داخل جامت

تاریخ شده از نفـست پُر که به این شکل           امروز رسیـده است به ما عـطر امـامت


تو معـدن عـلـمی و عجـب نیست بگویم           عــلامـــۀ دهــرنــد غــلامــان غــلامـت

کهـنـه نـشده رنگ سخـن‌های تو هـرگز           شخصی نـرسیده ست به فحـوای کلامت

از فـایــده عـمـق کــلام تـو هـمـیـن بـس           صد شیخ مفـیـد است سر درس هـشامت

شمـشـیـر تو آن روز قـلـم بـود ازین رو           آمـیـخـتـه با جـوهـر عـلم اصـل قـیـامت

قـربـان غـلامت که اگـر رفـت بـه آتـش           از بـیـن تـنـور آمـده بـیـرون به سـلامت

شیرینی عمر تو در آتش به گمان سوخت           دنـیـا شـده ایـنـطـور اگـر تـلـخ به کامت

مـانـنـد حـسـین بـن عـلـی داخـل گـودال           لب تـشنـگـی و درد شده حُـسن خـتـامت

: امتیاز
نقد و بررسی

اشاره به داستان هارون مکی دارد که به امر امام صادق وارد تنور روشن شد و شروع به قرآن خواندن نمود قـربـان غـلامت که اگـر رفـت بـه آتـش